ملتی که خود را دوست دارد اینگونه تجلیل می شود

02.03.2020
ملتی که خود را دوست دارد اینگونه تجلیل می شود

17. مه قطعا بزرگترین تعطیلات ملی در نروژ است. در واقع در 17 می 1814 در نروژ چه اتفاقی افتاد، چگونه اتفاق افتاد، نروژی ها چه چیزی را جشن می گیرند و چرا این روز برای آنها بسیار مهم است؟ و چرا اعتصاب روزنامه نگاران نروژی امسال اینقدر دردناک است؟

جشن 17 مه برای نروژ به معنای جشن استقلال و پیروزی قطعی مشروطیت در این کشور است. از سال 1380، نروژ، تا آن زمان پادشاهی مستقل، در اتحاد با دانمارک متحد شد. به تدریج این کشور بیشتر و بیشتر بخشی از دانمارک شد و تمام دفاتر مرکزی در پایتخت، کپنهاگ بود. نروژ، اما به ویژه از آغاز قرن 19th بیشتر خواستار انتقال برخی دفاتر به نروژ شد. بیشتر در مورد دانشگاه و بانک بود. در سال 1807، دانمارک در طول جنگ های ناپلئون به ناپلئون پیوست، اما این به منافع بخش نروژی کشور که کاملاً وابسته به تجارت با بزرگترین دشمن ناپلئون، انگلستان بود، آسیب زد. سال‌های سختی برای نروژ فرا رسید و همچنین صداهای نادری برای اتحاد نروژ با سوئد شنیده می‌شد که از سال 1809 بخشی از اتحاد ضد ناپلئونی بود و در تلاش برای تصاحب نروژ بود. او سرانجام در ژانویه 1814 در این امر موفق شد، زمانی که دانمارک مجبور شد بخش نروژی کشور را که توسط پادشاه سوئد تصاحب شده بود، واگذار کند.

نروژی ها به رهبری شاهزاده دانمارکی و در نروژ توسط کریستین فردریک، آنها سعی کردند سرنوشت نروژ را وارونه کرده و به استقلال برسند. تلاش های اولیه شاهزاده دانمارکی برای تبدیل شدن به یک پادشاه موروثی مطلقه در نروژ مورد حمایت قرار نگرفت و مسیحی فردریک با درخواست نروژی ها برای ایجاد قانون اساسی مواجه شد. او سرانجام به این خواسته ها تن داد و رایشتاگ را تشکیل داد که مهمترین وظیفه آن تهیه و تصویب قانون اساسی و انتخاب پادشاه بود.

17. در ماه مه 1814، مجلس سلطنتی نروژ اولین قانون اساسی نروژ را تصویب کرد و شاهزاده دانمارکی، نایب السلطنه کریستین فردریک را به عنوان پادشاه نروژ انتخاب کرد. قانون اساسی حاوی عناصر بسیاری از سایر قوانین اساسی آن زمان بود که عبارت بودند از: و البته چندین مقاله صرفا نروژی. به طور کلی، قانون اساسی بسیار دموکراتیک بود و طبق استانداردهای آن زمان، درصد بالایی از مردان نروژی حق رای داشتند.

این تلاش نروژی ها برای استقلال بی پاسخ نماند و نروژی ها در تابستان 1814 به اتحادیه با سوئد پیوستند. پادشاه آینده سوئد، کارل یوهان، به نوبه خود موافقت کرد که نروژی ها پس از تغییرات خاصی می توانند قانون اساسی را حفظ کنند و درجه بالایی از خودگردانی را دریافت کنند. البته قانون اساسی بعدها چندین بار اصلاح و تکمیل شد اما همچنان قانون اساسی معتبر نروژ است. و به همین دلیل است که این روز هنوز به طور پرشور جشن گرفته می شود.

رویال به طور سنتی در 17 مه، او در بالکن قلعه سلطنتی اسلوتت در اسلو می ایستد، از آنجا برای جمعیت در حال راهپیمایی دست تکان می دهد، به خصوص راهپیمایی صبحگاهی کودکان بسیار محبوب است. Castle Slottet در مرکز شهر قرار دارد و بر روی یک تپه قرار دارد، خیابان اصلی کارل یوهان به روی آن باز می شود. جشن‌ها البته بزرگ‌ترین جشن‌ها در اسلو هستند، اما مطمئناً در نروژی‌ترین شهر جهان، برگن، سنتی‌تر هستند.

جشن ها در دومین شهر بزرگ برگن نیز ویژگی های خاص خود را دارند. در برگن، راهپیمایی های گروه های کر کودکان شهر، به اصطلاح buekorpser، که از اواسط قرن 19 وجود داشته است. این سپاه همراه با راهپیمایی پرچم و طبل به ضرب حرکت می کنند. هر گروه کر به یک منطقه شهری خاص محدود می شود. در 17 می، گروه های کر با لباس متحدالشکل راهپیمایی می کنند، پسران به یک تفنگ چوبی مسلح می شوند و طبق دستور قدیمی ترین رهبر گروه راهپیمایی می کنند. در سال‌های اول، buekorpser بخش بسیار محبوبی از جشن‌ها بود، اما در طی چند سال، صدای انتقاد از ظاهر جنگجویانه آنها به تدریج بلندتر و مکرر شد.

این روزها، buekorpser یک بار دیگر بخش بسیار محبوب جشن ها است، گروه های سرود پسران راهپیمایی را در طول سال تمرین می کنند و حضور آنها بیشتر در برگن با استقبال بسیار مثبتی روبرو می شود. اما به خصوص فردی که از وطن پرستی برگن رنج نمی برد، بیشتر سرش را تکان می دهد، او پسرهای کوچکی را می بیند که با تفنگ های چوبی بر روی شانه های خود راهپیمایی می کنند.

یکی دیگر از تخصص های برگن با سنت دیرینه بالا رفتن از یک قطب بلند (klatrestange) است که در بالای آن اشیاء مختلفی آویزان شده است. وظیفه این است که تمام راه را به سمت بالا بالا برود و آنچه که فرد می تواند با خود به پایین حمل کند متعلق به اوست. کار به هیچ وجه آنقدرها هم که به نظر می رسد ساده نیست، گاهی اوقات ستون را برای لغزش بیشتر رنگ آمیزی می کنند.

امروز که جشن 17 مه در حال حاضر یک جشن جمعی است که همه نروژی ها را درگیر می کند، به جای گسترش جشن، تاکید بر ارزش هایی است که جشن باید ارائه دهد. چی آن ارزش های تماما نروژی که باید همه مردم ساکن در نروژ را متحد کند؟ آیا ارزش‌ها و شیوه‌های سنتی جشن، نیروی الزام‌آور و هدف جشن هستند یا چیزی برای گفتن به نروژی‌های امروزی ندارند و تلاش می‌شود ملت نروژ را با شعارهای رایج‌تر و مدرن‌تر تحکیم بخشد. احتمالاً این سؤالات بیشتر و بیشتر مطرح می شود و سال های آینده با جشن ها همراه خواهد بود. نروژ امروزی ترکیبی از هر دوی این گرایشات است، از یک سو، کشوری با اعتماد به نفس و مدرن که می کوشد تغییرات بزرگی را در مقیاس جهانی ایجاد کند، در هم تنیده اما از سوی دیگر با سنت گرایی، میهن پرستی و و درون نگری کامل.

17. می 2018 با اعتصاب روزنامه نگاران نروژی همراه خواهد بود. نه، آنها برای آزادی بیان اعتصاب نمی کنند و حتی با مدیر تلویزیون دولتی هم مبارزه نمی کنند. آنها می خواهند (جهان را غافلگیر کنند) حقوق بالاتر و زمان بیشتری برای کار با کیفیت. برای بسیاری از نروژی‌هایی که به پخش زنده تمام روز و فیلم‌های جشن‌ها در سراسر نروژ عادت دارند، فیلم‌های کنترل نشده منحصراً از پایتخت شوکه کننده خواهد بود. همچنین باید اعتراف کنم که وقتی امروز صبح رادیو را روشن کردم و به جای سخنرانی های رقت انگیز سنتی در مورد منحصر به فرد بودن نروژ، پاپ نروژی پخش می شد، احساس غریبی کردم. چیزی در نروژ در حال رخ دادن است.

<ص justify;"> 

منبع مقاله: https://bubo.sk/blog/17-maj-v-norsku-1

نویسنده مقاله: Jozef Zelizňák