به دنبال بابانوئل!

07.02.2020
به دنبال بابانوئل!

چه کسی هدایا را می آورد؟ و این آقا کجا زندگی می کند؟ در سفرهایم به سمت قطب ها، چندین بار به دنبال او گشتم و او را یافتم. آیا می توانید باور کنید که BUBO به معروف ترین بابانوئل سیاره ما که در آن اسلواکی است آموزش داده است؟ امسال هم با بابا نوئل بودم. برای لابی کردن او واقعا گران شد. آیا می دانستید که او علاوه بر کت قرمز و گوزن شمالی، عمدتاً به یک ماده دافع برای کارش نیاز دارد؟ و اینکه با همسر رئیس جمهور آمریکا کاری داشت؟

چگونه شیطان در دوران سوسیالیسم بابا نوئل را شکست داد

بابانوئل واقعی چه کسی بود؟

وقتی سفر را شروع کردم به این موضوع هم علاقه مند بودم. قبلاً در سال 1992، در مسیر خاورمیانه، در جنوب ترکیه، حدود 2.5 ساعت جنوب توقف کردیم. آنتالیا بسیاری از اسلواکی ها کوه های بلند و دریای نیلگون را از تعطیلات خود می شناسند. در آن زمان به سمت سوریه می رفتیم که در آن بود کشور زیبا و امن اینجا در میرا، در ترکیه کنونی، او در قرن 3-4 کار می کرد. قرن سنت نیکلاس. در آن زمان ترکیه نبود بلکه لیکیا بود، میکولاس در اصل یونانی از خانواده ای ثروتمند و اسقف در میرا (دمرا کنونی) بود. او ظاهراً در 6 دسامبر درگذشت. بقایای او به باری (تالیانسکو) منتقل شد و زائران هنوز برای ادای احترام به اینجا می آیند. افسانه های زیادی در مورد سنت نیکلاس وجود دارد، اما واضح است که او به مردم کمک کرد، هدایایی فداکارانه به آنها هدیه داد.

اسقف میکولاس به سه دختر یک نجیب زاده ورشکسته کمک کرد که مجبور شدند مهریه خود را در فاحشه خانه به دست آورند. نزد عروس آمد و هر کدام را از پنجره پرت کرد دوکات طلا آنها را آزاد کرد و با این حرکت حامی فاحشه ها نیز شد. سنت نیکلاس سنت هدیه دادن در کشور ما نیز جا افتاده است. 6 دسامبر به نوعی منادی کریسمس است و اولین هدایا داده می شود.

چگونه به بابانوئل جایی که اسلواکی واقع شده است آموزش دادیم؟

پیدا کردن بابانوئل چالش بزرگی در آغاز زندگی حرفه ای من در سفر بود. او احتمالاً کجا می تواند زندگی کند؟ آگهی آمریکایی بابانوئل را روی یک واگن پر از هدایا نشان می دهد که توسط گوزن شمالی کشیده شده است با ریش سفید بلند، شنل قرمز، شکم بزرگ و گونه های قرمز. گوزن شمالی، مطمئناً! من به سمت شمال خواهم رفت.

خاورمیانه ملاقات کردم. در سال 1993 بود که برای اولین بار به دایره قطب شمال رسیدم. من رئیس اکسپدیشنی بودم که در آن زمان بی سابقه بود و به شمال ناشناخته می رفت. یک پسر جوان، یک پزشک آموزش دیده، و در هنگام ترک براتیسلاوا، والدین برای خداحافظی با فرزندان خود که آنها را به من سپرده بودند، آمدند. این والدین هرگز سفر نمی کردند، زیرا در دوران سوسیالیسم غیرممکن بود و اکنون آنها نگران فرزندان خود بودند. آنها کاپشن ها و گترها را جمع کردند. خوب، ما در اوج تابستان به دایره قطب شمال رسیدیم. حتی یک ذره برف هم نداشتیم، سونا گرفتیم و در دریاچه ها پریدیم، حمام آفتاب گرفتیم - حتی لباس های گرممان را هم بیرون نیاوردیم. ما در نیمه شب عکس گرفتیم - این زمان روز ابدی است، خورشید در پشت دایره قطب شمال غروب نمی کند.

پس از یک راهپیمایی دشوار در مدار خرس در فنلاند – Karhunkierros، 15 کیلومتری مرز روسیه کارلیا، به روستای بابا نوئل رفتیم. فنلاندی ها می گویند که بابانوئل اینجا زندگی می کند. دایره قطب شمال چنین نام zahorac، "Napapiri" دارد، و در اینجا بود که فنلاندی ها دهکده ای را برای بابانوئل در نزدیکی بزرگترین شهر لاپ، در نزدیکی رووانیمی، ساختند. در سال 1993 تنها خانه مناسبی بود که وارد شدیم و بابانوئل با لبخند از ما استقبال کرد. ما تنها توریست بودیم، هیچ کس هیچ جا نبود. همه چیز رایگان بود و ما هم گواهینامه، دیپلم فتح این مرز جادویی گرفتیم.

صفحه اصلی آنها نامه ای فرستادند که قرار بود درست قبل از کریسمس تحویل داده شود. یک پاکت با مهر بابا نوئل و نامه ای با تبریک بابا نوئل مستقیماً از دایره قطب شمال. در آن زمان، حداکثر عجیب و غریب بودن، هیچ کس از اسلواکی تا به حال چنین چیزی دریافت نکرده بود. اما در سال 93 نامه سه ماه تاخیر داشت. در آن زمان، حتی در فنلاندی، بابانوئل نمی دانست اسلواکی در کجا واقع شده است. اسلواکی در ژانویه سال جاری ایجاد شد و واضح است که این اطلاعات به بابانوئل نرسیده است. نامه او از طریق اسلوونی منتشر شد و چه کسی می داند کجا دیگر. تا بهار نیامد. از آن زمان، ما حدود 3500 اسلواکی را به دایره قطب شمال منتقل کردیم و به بابا نوئل در جایی که اسلواکی است آموزش دادیم. شاید او از آن زمان به بعد هدایای بیشتری برای ما اسلواکی ها آورده است؟

بابانوئل در مناطق استوایی

بابا نوئل در سراسر جهان و نه تنها در منطقه ما بسیار محبوب است. بابا نوئل بودن در استرالیا باید سخت باشد، اما من آن را تجربه کردم. پدر و مادرم بیش از یک سال در ملبورن زندگی کردند. در ماه دسامبر، تابستان در اینجا به اوج خود می رسد و کت و شلوار پرپشت قرمز، سبیل سفید و کلاه، بابانوئل را جهنم می کند. اخیراً بابانوئل ها در ساحل بوندی در سیدنی شلوارک پوشیده اند و برخی حتی با تخته موج سواری دیده شده اند.

کریسمس در کشورهای غیر مسیحی حتی عجیب‌تر است. در سنگاپور، که 74 درصد از جمعیت آن چینی و 10 درصد هندی هستند، مسیحیان در اقلیت هستند، آنها تزئینات کریسمس را در فروشگاه های بزرگ از اکتبر انجام می دهند. اینجاست زیباترین درخت کریسمس و ده ها بابانوئل در حال قدم زدن در فروشگاه های بزرگ. می‌توانید بابانوئل را در سرتاسر جهان از پکن تا جمهوری آفریقای جنوبی. هیچ فروشگاه بزرگ مناسبی در کامرون، بنین یا سیرالئون وجود ندارد، اما در این فروشگاه کارمندان کت و شلوار "بابا نوئل" به تن دارند. بزرگترین ملاقات بابانوئل ها در 27 دسامبر در کرالا در جنوب هند برگزار شد که بیش از 18000 نفر از آنها با کت و شلوارهای قرمز گرد هم آمدند و این نیز نشانه جهانی شدن است. به هر حال، هدیه دادن به همین شکل، از خود گذشتگی، در سرتاسر جهان، به خصوص در خانواده های ثروتمند، بسیار رایج شده است.

در سفرهایم، ما اغلب کسانی هستیم که راه را به اسلواکی باز می کنیم. من نه تنها به عنوان یک مسافر، بلکه به عنوان نماینده کشورمان نیز احساس می کنم. ما همچنین اغلب سنت نیکلاس را انجام می دهیم. آخرین بار در اواخر اکتبر 2016 بود که در مدرسه ای در روستای کوچکی در شمال ویتنام توقف کردیم. برای بچه ها صدقه آوردیم. هر کودک یک تی شرت جدید نارنجی BUBO دریافت کرد. هر کودک خودکار، نشانگر رنگی، دفترچه یادداشت، حتی کیف مدرسه دریافت کرد و کوچکترین آنها اسباب بازی های مخمل خواب دار را به خانه برد. شادی در چشمان کودکان بسیار زیاد است. کمک خواهیم کرد که هنوز از ما فقیرتر هستند و در عین حال اسلواکی را به نام خوبی تبدیل خواهیم کرد.

بیشتر پشت بابانوئل، به سرزمین های یخ ابدی

پس بابا نوئل واقعی کجا زندگی می کند؟ این گونه سوالات رکودی همیشه مرا بیشتر و بیشتر سوق می داد...
البته این تنها دلیل سفر به کشور مورد نظر نبود، اما «گرفتن بابانوئل» یکی از تجربیات آن است. علاوه بر فنلاند، او را در دانمارک، ایسلند، سرزمین فرانسیس جوزف، بسیار فراتر از دایره قطب شمال در نروژ جستجو کردم. در سراسر شمال، مردم محلی ادعا می کردند که بابانوئل از آنها آمده است، اما در گرینلند این به نظر شوخی نمی رسید. این یکی یخ و برف ابدی کاملا عجیب و غریب است! مردم خشن بودند و این باور که بابانوئل با آنها زندگی می کند به همان اندازه قوی بود که مرکز جغرافیایی اروپا در کرمنیک بانی است. از نظر جغرافیایی، این جزیره متعلق به آمریکا است، به طور رسمی دانمارکی است، ساکنان آن اسکیموهای آسیایی هستند. از اینجا سالی یک بار بابانوئل به زیارت خانه بچه های خوبی می رود که از والدین خود اطاعت می کنند.» من متوجه خواهم شد.

من با هلیکوپتر قرمز به گرینلند می‌رسم، رنگ‌ها می‌توانند به راحتی متعلق به بابانوئل باشند. کلاوس خلیج نزدیک شهر آماسالیک یخ زده است، شکاف های زیادی در آن وجود دارد و امکان سفر از طریق دریا وجود ندارد. ما روی یک کوچک فرود می آییم فرودگاه درست در کنار قبرستان باستانی. جدید در آن طرف شهرک است. تابستان است، بنابراین اینجا صد و شش شروع می شود. "شاید بابانوئل نمرده است؟" "در حال حاضر هیچ کس نمرده است، اما زمین ذوب شده و می توان چاله ها را حفر کرد. بنابراین ما به آنها لگد می زنیم."  من از نزدیکترین تپه که در ترجمه نامورنیک نامیده می شود، بالا می روم. از کنار دسته سگ های بارکش می گذرم که اکنون در تابستان کوتاه استراحت می کنند و برای چیزی که بیشتر دوست دارند قدرت می گیرند: سورتمه کشیدن در دشت های برفی.

از چمنزارهای زیبا می گذرم. من فقط سیصد متر بالاتر از سطح دریا هستم، اما احساس می کنم در بلندترین قله های تاتراس هستم. برف همه جا یخچال های طبیعی النا ناپاگووتدلاک، که پدرش در پارلمان در نووک نشسته است، توصیه می کند اگر با یک خرس قطبی برخورد کردید، با دو جسم آهنی به خودتان ضربه بزنید. به سمت کوه ها بدو، نانوک، به قول اینوئیت ها خرس قطبی، نمی رود، او مرا متقاعد می کند که خرسی که چهل کیلومتر در ساعت از تپه می دود، به من نمی رسد...
یک بزرگسال nanuq حدود 680 کیلوگرم وزن دارد. او فوک ها را از یخ شکار می کند. وقتی سوراخ را بو می کند، منتظر می ماند تا مهر داخل شود تا نفسی بکشد. سپس با چنگال های سفت و قهوه ای تیره خود به داخل می رود و مهر چهارصد پوندی را بیرون می کشد. گاهي نيز والوس يا بلوگا ضعيف تري را مي گيرد و نهنگ اسپرم را تحقير نمي كند. وقتی یک خرس قهوه ای به شما حمله می کند، مرده بازی کنید. شما این شانس را دارید که او شما را تنها بگذارد. در سفید tاما آن را امتحان نکنید، او هرگز از یک شام خوشمزه بیزار نمی شود.

از بالای کوه منظره ای واقعا فوق العاده وجود دارد، شناورها روی دریا می چرخند و گاهی پشت و دم نهنگ در آب های کف آلود ظاهر می شود. شما همچنین می توانید با این پستانداران در اینجا غواصی کنید. افراد کمی در مورد آن می دانند، اما دوست من لارس لباس غواصی خشک دارد و این جذابیت آدرنالین را به من نیز ارائه می دهد. او 15 سال در اینجا زندگی کرده است، دیوارهای خانه چوبی او با پوست خرس و دندانی از ناروال به طول بیش از 2 متر تزئین شده است.
تپه ملوانی اسکیموها آن را Qaqqartivakajik می نامند، دانمارکی ها آن را Sømandsfjeldet می نامند. زیر من چهل و یک کیلومتر طول دارد آبدره و در طرف دیگر نوزده قله کوه را می بینم که برخی از آنها توسط آبشارها آبشار شده اند. از میان مراتع پر از گل های بنفش و آبی قدم می زنم. و حتی یک پشه در هیچ کجا! تعداد زیادی از آنها در دایره قطب شمال فنلاند وجود داشت. اگر من جای بابانوئل بودم، احتمالاً ترجیح می دادم در مکانی بدون پشه زندگی کنم. من می توانم او را در اینجا تصور کنم. کرت فلمینگ، رئیس چهلمین کنگره جهانی پدران کریسمس، گفت: "این یک واقعیت است. از گرینلند می آید."

وقتی از بالا پایین می‌روم، شام با دوستان در انتظارم است. آدرس خانه آبی کنار اداره پست است، بدون شماره، اما ما می توانیم آن را به راحتی پیدا کنیم. اینجا در گرینلند، همه خانه ها شبیه به هم هستند، زیرا دانمارک آنها را ساخته است آنها فقط از نظر رنگ بسته به بخش دولتی که صاحب خانه در آن کار می کند متفاوت است. در اتاق نشیمن به نمایشگاه مجسمه های شمن لاله نگاه می کنم. آنها از یک دندان ناروال حک شده اند که در قرون وسطی اروپایی ها فکر می کردند شاخ اسب شاخ است. جادو و شمنیسم هنوز در گرینلند امروزی بسیار زنده هستند. مهر برای شام سرو می شود. در زندگی مسافرتی ام انواع و اقسام چیزها را می خوردم، حلزون، پاهای قورباغه، اسب های علفزار زنده و گاومیش آبی. خب، فوک احتمالاً نفرت انگیزترین غذایی بود که تا به حال در دهانم گذاشته بودم. اگر بابانوئل گیاهخوار نیست، اینجا برایش سخت است.

بابا نوئل ساخت ایالات متحده آمریکا

آلاسکا می‌رویم، فیربنکس این اردوگاه در سال 1902 به عنوان یک کمپ معدنی در زمان عجله طلا تأسیس شد. ما در امتداد رودخانه چنا در یک کپی از یک قایق بخار قدیمی حرکت می کنیم، هندی ها به ما نشان می دهند که چگونه آنها را پردازش می کنند. و چگونه از گله های گوزن شمالی مراقبت می کنند. بله، گوزن شمالی نیز در اینجا وجود دارد، حیواناتی که به طور جدانشدنی به بابانوئل تعلق دارند. و بنابراین به خانه بابا نوئل با آدرس قطب شمال، آلاسکا می رویم. 01 سنت نیکلاس دکتر

دهکده ای ساخته شده وجود دارد که بابا نوئل تمام روز در آنجا نشسته و منتظر گردشگران است. خانه بابا نوئل در سال 1952 در کنار جاده اصلی افتتاح شد که همه باید از آنجا عبور می کردند. این در ابتدا مغازه ای بود که در آن گوشت خشک شده برای مسافران و برای پایگاه نظامی نزدیک فروخته می شد. این سوله چوبی به مدت بیست سال حتی اداره پست رسمی جامعه بود. وقتی جاده اصلی به فربنکس تغییر مسیر می داد، فروشگاه از کار می افتاد، بنابراین صاحبان آن مجبور بودند طرح تجاری دیگری ارائه دهند. آنها تمرکز کردند و اکنون بابانوئل آمریکا پنجاه و پنج کارگر استخدام می کند. سالانه صد هزار گردشگر به اینجا می آیند.

بزرگترین رقیب آنها بابا نوئل فنلاندی است که در حال حاضر 5 برابر گردشگران سالانه از آن بازدید می کنند. آمریکایی ها می گویند که النور روزولت در ایجاد بابا نوئل در 8 کیلومتری شمال شرقی رووانیمی، زمانی که پس از جنگ جهانی دوم در سال 1950 از شهر لاپلند بازدید کرد، که توسط آلمانی ها کاملاً سوزانده شد، مشارکت داشت. و النور می خواست بابانوئل را ببیند! سانتا آمریکایی در جنوب دایره قطب شمال زندگی می کند، اما فنلاندی دقیقاً در این خط جادویی قرار دارد. 2 جاذبه گردشگری در یک مکان.

بابا نوئل بنابراین در آغاز تابستان امسال دوباره به دایره قطب شمال فنلاند می روم. در حال حاضر نیز با فرزندانم که در اولین بازدید از این مکان هنوز به دنیا نیامده بودند. بابانوئل در نیمکره جنوبی زندگی نمی کند، حتی در پاتاگونیا. من حتی او را در قطب شمال ملاقات نکردم. پس بعد از 23 سال برگشتم... و متوجه شدم که خیلی چیزها تغییر کرده است. تابستان امسال دوباره از مسیر خرس عبور کردیم، در کلبه های چوبی جنگلی خوابیدیم، روی رودخانه ای کف آلود رفتیم و به بلندترین قله ای که به طناب بسته شده بود صعود کردیم. اسکاندیناوی. با این حال، بازدید از روستای بابانوئل بزرگترین تجربه برای هر کودک است. بعد از 23 سال وارد یک مکان آشنا می شوم، اما آن را نمی شناسم. روستای بابا نوئل - یعنی جولوپوکی رشد کرده است کسانی که در آلاسکا هستند فقط می توانند حسادت کنند. امروز در دایره قطب شمال (Napapiiri) برای بازدید از بابانوئل پول پرداخت می کنید. حتی در صف انتظار نیز وجود دارد و دسترسی با میانجی گری است. خانه رکودی 23 سال پیش به معنای واقعی کلمه با کاخ بابانوئل جایگزین شد. همه چیز کاملا حرفه ای است. همچنین عکس هایی که برای ما گرفتند.

در 23 سال، آنها به معنای واقعی کلمه یک دهکده در اینجا ساختند. مغازه ای در کنار مغازه که می توانید پوست گوزن شمالی یا کلاه روباه قطبی، وسایل فضای باز یا چاقوهای مخصوص جنگلداری بخرید. و حتی نام شما را روی تیغه حک می کنند. بابا نوئل مالیات کمتری می پردازد و گردشگری در اینجا رونق می گیرد. اما هنوز هم خوب است - همه چیز از چوب ساخته شده است و شما احساس می کنید در یکی از آنها هستید بخش هایی از جهان.

همچنین، بر خلاف آلاسکا، روستای بابانوئل مستقیماً در مدار قطب شمال قرار دارد، بنابراین فتح این مرز جادویی بسیار سرگرم کننده است. ما روی آن می خزیم، پیش بینی می کنیم، "روی یک اسب" یعنی "روی گوزن شمالی" از روی آن می پریم و به سادگی روز خوبی را سپری می کنیم. فرزندان ما تعطیلات بزرگسالان ما را با لبخند بهتر می کنند و شادی در چشمان آنها ما را نیز روشن می کند. عصر، ما به یک سونا فنلاندی واقعی در یک هتل خوب می پریم و یک غذای عالی می خوریم. دوباره نامه هایی به خانه فرستادیم که بابا نوئل امضا کرده بود، اما حالا می دانم که درست در کریسمس می رسند. Joulupukki با کت و شلوار قرمز و با ریش سفید به ما قول داد که اسلواکی هدایای زیادی در کریسمس خواهد داشت. به نحوی که او این را گفت، قانع‌کننده‌تر از سیاستمداران ما بود.

<ص justify;">برای همه مسافران و افراد نیکوکار هدایای فراوان و به ویژه کریسمس آرام آرزو می کنم.

منبع مقاله: https://bubo.sk/blog/hlada- sa-santa

نویسنده مقاله: Ľuboš Fellner